شمس الدين حافظ
278
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
194 - « مى در پياله » ديدم به خوابِ خوش كه به دستم پياله بُود * تعبير رفت و كار به دولت حواله بُود چل سال رنج و غصّه كشيديم و عاقبت * تدبير ما ، به دست شرابِ دوساله بود آن نافهء مراد كه مىخواستم ز بخت * در چين زلفِ آن بت مشكينكَلاله بود از دست برده بود خمارِ غمم سحر * دولت مساعد آمد و مِى در پياله بود بر آستان ميكده خون مىخورم مدام * روزىِّ ما ز خوانِ قَدَر اين نَواله بود هركو نكاشت مهر و ز خوبى گلى نچيد * در رهگذارِ باد نگهبانِ لاله بود بر طَرفِ گلشنم گذر افتاد ، وقت صبح * آن دم كه كارِ مرغ سحر آه و ناله بود ديديم شعرِ دلكشِ حافظ به مدحِ شاه * يك بيت ازين قصيده بِهْ از صد رساله بود آن شاهِ تند حمله كه خورشيدِ شيرگير * پيشش به روزِ معركه كمتر غزاله بود * توضيحات : خواب خوش ( رؤياى شيرين ) دولت ( اقبال نيك ) شراب دوساله ( بادهء كهن ) تدبير ( چارهء كار ) نافهء مراد ( نافهء مشكين آرزو ) كلاله ( كاكل و زلف مجعد ) نواله ( لقمه ) قصيده ( چكامه ) غزاله ( آهو بره ماده ) روز نخست ( روز قضا و قدر ) طرف گلشن ( جانب گلزار ) معنى بيت ( 1 ) ( در رؤياى شيرين ديدم كه به دست من شراب بود ، خواب مرا تفسير و تعبير كردند كه كارم به اقبال رسيده و واگذار شده است ) معنى بيت ( 2 ) ( حدود چهل سال رنج و اندوه تحمل كردم و سرانجام باده و شراب كهن قسمت ما شد ) معنى بيت ( 3 ) ( از اقبال طلب و درخواست زلف مشكين يار را مىكردم درحالىكه آنكه در چين و شكن گيسوى يار بود و كاكل آن مشكبو بود ، من بودم ؛ خلاصه مراد وصال جانان است ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - هميشه فكر مىكنى به هر كارى دست مىزنى ، چندان موفقيتى ندارى ، درحالىكه اينك اقبال شما به سمت سعد و نيكبختى است و دوران رنج و ناراحتى پايان يافت پس جهت تسريع به يكى از مشاهد متبركه برو و دعايى كن و نذر خود را ادا كن و سوره مباركه « النازعات » را با معنى و حضور قلب بخوان و مرا نيز دعايى كن كه ان شاء الله از فردايش گشايش در كار شماست . 2 - به زودى با كسى آشنا مىشويد و ملاقاتى پيش مىآيد كه در پيشرفت جنابعالى بسيار مؤثر است ، در معامله و تجارت مواظب باشيد كه بازار متعادل نمىباشد و كسى قصد كلاه برداشتن و فريب در معامله را دارد ، لااقل ده روزى از معامله تند و سريع دست برداريد . 3 - مسافر جنابعالى مشغول فعاليت است و شديدا پول جمع مىكند ، ناراحتى او بر طرف مىشود و به زودى هديهاى مىفرستد اما متأسفانه بيمار شفا نمىيابد چون مدت درمان طولانى است ، زيارتى در پيش داريد و ملاقاتى انجام مىگيرد ، فرزندان موفق مىشوند . 4 - خواجه در بيت چهارم و پنجم مىفرمايد : ( هنگام سحر خمارى غم مرا به كل از بين برده بود ، اما اقبال يارى كرد كه باده حاضر بود ) ( من اگرچه در ميخانهام ولى شاد نمىباشم و رنج مىبرم زيرا روزى ما از مائدهء قضا و قدر يك چنين لقمه و نصيبى بود ) . 5 - ويژگيهاى روحى جنابعالى عبارتند از : نرم و لطيف ، حسود ، شيرين ، مؤدب ، متين ، بىرگ ، خيرخواه ، خسيس ، مذهبى ، صلحجو ، زيرك ، اهل حاشا ، بانمك ، داراى حس ششم قوى ، سازشكار ، بىخطر ، بيرونگرا ، در خانه دعوايى امّا خانوادهدوست . 6 - كسى ميل دارد با خانوادهء شما معامله كند به پدر يا همسر خود بگوييد گول چربزبانى او را نخورد و معاملهء را فعلا فسخ نماييد پس در آينده سود بيشترى از اين بازرگانى به دست مىآورد .